دوم

باید حواسم را جمع کنم و یادم بماند که در کنار گفتن گلایه هایى که همیشه برایش داشتم و دارم ،بى انصافیست بابت همه چیز و همه کس که داشتنشان را مدیون او هستم شکرش نکنم..

نامه حراست متاسفانه درست نشد و من همچنان مجبورم به بیمارستان خصوصى اکتفا کنم اما ممنونم ازت ..از اینکه این فرصت را به من دادى تا شاید بتوانم حداقل یک چیزى را یاد بگیرم که اگر روزى جاى دیگرى از دنیا به آن روبه رو شدم یاد این روزها و تجربه هایش بیوفتم و زیر لب بگویم عجب روزهایى بود..و باز هم تورو شکر کنم .تو بخواهى همه چیز خوب پیش میرود.من میخواهم، تو هم بخواه...

۱ نظر
فریدا
۰۴ شهریور ۱۲:۱۹
شکیبا جان من یه کم گیج شدم..
تو تا جایی که میدونم سالهای اول پزشکی رو داری میگذرونی..الان مگه اجازه ویزیت و طبابت بهت میدن؟
اینها دوره کاآموزیه ..درسته؟
راستی الان ایرانی دختری ؟

پاسخ :

درسته.گیج کننده شاید به نظر میرسه.
یکمى سیستم ایران فرق داره .آنجا دانشجوى پزشکى از سال دوم وارد بیمارستان میشه و به اصطلاح دوره کارورزیش آغاز میشه .به همین خاطر من چون در نهایت تصمیمم این هست که برگردم ایران ،ترجیح دادم با اجازه مسئول دوره مخصوص بیمارستان هاى انجا دوره اى کارورزى و observationرو در ایران برم و بیشتر با سیستم بیمارستان و آموزش اینجا آشنا بشم و این در رزومه شخصى که باید در آینده داشته باشم ،خیلى تاثیر گذار و مهم هست.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About me
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان