منیژه!

نرگس خانم ادامه میدهد ."مگر زبانم لال ،مغزمان را خر گاز گرفته که بعد از بیست و دو سال خون جگر خوردن دختریک یه دانه مان را که مثل دختران اشراف و اعیان لباس پوشاندیم و نگذاشتیم آب در دلش تکان بخورد ، دست هر شلخته اى که از راه میرسد و لباس مجنون به تن میکند بسپاریم ؟!منیژه هم اگر لوچه اش آویزان است،لقمه نجویده قورت میدهد و حرفى میزند داغ است چرتکه ننداخته و نمیفهمد حساب زندگى دو دوتا چهارتا است نه این عشق و عاشقى هاى کشکى .حاجى!تصدقت در دلم چنگ میزنند .جلد باش که اگر چاره اى نکنى دخترمان را دستى دستى سیاه بخت میکنیم و خودمان را خاک بر سر."رو به منیژه که اشک هایش را پاک میکند و آب دماغش را میگیرد میکند"خدا شاهده زمانه عوض شده .زمان ما مگر جرات داشتیم رو حرف بزرگترمان حرف بزنیم .بزرگتر بودند و صاحب اختیار هر حرفى که میزدند گل میکردم و میچسباندم به سرمان و جیکمان هم در نمیامد اما امان از این جوان ها صاف جلوى ادم قد علم میکنند پاشنه دهنشان را میکشند هرچى دلشان میخواهد میگویند.عشق و عاشقى که نان و آب نمیشود باید پى بدبختى و زندگى اکبیرى اش را به تنت بمالى ،نان خشک سق بزنى و آهت هم در نیاید .میفهمى؟نه تو اگر عقلت سر جایش بود میفهمیدى که حساب زندگى دو دوتا چهارتا است نه این عشق و عاشقى هاى کشکى."

حاج محمد سر تاسف تکان میدهد.منیژه اشک هایش را پاک میکند و آب دماغش را میگیرد.

#قدیمى

۲ نظر
میس تیچر
۰۶ دی ۰۰:۴۳
من با این سن ننه بزرگم هنوز با ننم تعارف دارم
شاگرد ۱۵-۱۶ ساله من سر عشق و عاشقیای بچه بازی رگ مگ میزدن اخرشم ب هم رسیدن

پاسخ :

خیلى بامزه بود..دقیقاا
دوره زمونه خیلى عوض شده ننه:))
دیوانه ...
۰۶ دی ۱۸:۵۵
باید باور کنند اونیکه عاشق نباشه و دلش نخواد وارد زندگی یه نفر بشه زندگی نیست کینه اس که هر روز بزرگ تر میشه

پاسخ :

بله واقعا همینطوره..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About me
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان