وقتى توى زندگیت آدم هایى باشند که خیلى دوستشون دارى، بابت حس و رابطه نزدیکت ناخودآگاه توقعت ازشون میره بالا،میشن یک خوب بى اشتباه.اینقدر از خوبى و درستیشون براى خودت آجر روى آجر میذارى و دیوار میچینى که دیگه نمیتونى عیب ها و بدى هاشون رو اون پشت ببینى .اینقدر چشمت از خوبى هاشون سیر و گوشت از حرف هاشون پر میشه که غیر از اون توى ذهنت نمى گنجه و دلت نمیخواد غیر از اون رو باور داشته باشى.اون موقعست که احساس و دلت میشه نازکترین و شکننده ترین و حتى یک اتفاق کوچیک میشه یک پتک که محکم به اون دیوار کوبیده میشه و میتونه در لحظه نابود کنه تمام فکر هاى قشنگت رو .شاید در حقیقت اون آدم ها نقش زیادى در روح و احساس لطمه دیده ات نداشته باشند ،شاید دوباره سعى کنى آجر هاى ریخته رو روى هم بچینى و دیوار رویاییت رو ترمیم کنى اما اینبار حواست هست که یادت نره پشت این دیوار قشنگ چیز هایى میتونه باشه که هیچ وقت انتظارشون رو نمى کشى..

مراقب پشت دیوارهاتون باشید!