چند روز پیش با یکسرى از بچه ها نشسته بودیم و درمورد مسائل مختلف حرف میزدیم و نمیدونم چى شد که بحث رسید به تفاوت قوانین کشورهامون مثل مجازات مجرم .با اینکه اطلاعات گسترده اى تو این زمینه و خیلى از قوانین کشورم ندارم اما فکر میکنم بحث جالبى بود و تفاوت ها کاملا عیان بود.شاید دو پسر ده ساله رو که ببینید کاملا نرمال بنظر برسند ولى خب حقیقت اینکه این دو پسر با ظاهر نرمال، هیجده ساله که هنوزم سر خط تیتر هاى روزنامه ها و خبرها هستند.دلیلش هم قتل عمدى بوده که در سال 1993 مرتکب شدند.ماجرا از این قرار بوده که این دو پسر تحت تاثیر فیلمى که میبینند، جیمى دوساله رو در یک مرکز خرید میدزدند و در نهایت اون رو با طناب رو ریل قطار و در مسیر قطار میبندند و اتفاقى که نباید بیوفته مى افته .جداى از اینکه این دوپسر از چه بکگراند خانوادگى و زندگى هستند ،نکته جالب اینجاست که موقعى که پلیس دستگیرشون میکنه و از اونها راجب این قتل بازجویى میکنه، کاملا از کرده شون راضى بودند و هیچ اظهار پشیمانى هم نمى کردند.بر اساس قانون اینجا، چون کودکان از سن هفت سالگى قدرت تشخیص کار درست رو از غلط دارند، اگر جرمى مرتکب بشند مجرم شناخته میشند و مجازات میشند.بنابراین این دو پسر هم مدتى رو در مرکز مثل کانون اصلاح تربیت و زیر نظر روانشناس هاى مختلف میگذرونند و در نهایت به قید تعهد آزاد میشند.تقریبا هفده سال از این ماجرا میگذره و داغ دل خانواده جیمى کوچولو هم تا حدودى فراموش میشه که دوباره یکى از این دو پسر خبرساز میشه .اینبار به جرم کودک آزارى و تعرض به بیش از پنجاه کودک و همین هم باعث میشه که زخم کهنه و پرونده قدیمى مربوط به قتل جیمى دوباره مورد توجه قرار بگیره.به نظر شما اگر این اتفاق ها در کشور خودمون مى افتاد نتیجش چى میشد؟ باید بگم که تو این کشور مجازاتى به اسم اعدام وجود نداره و حتما میتونید تصور کنید که همین مسائل چقدر باعث میشه که تعداد زندان هاى اینجا زیاد و چقدر زندان ها شلوغ باشند .حالا فکر کنید همین زندان هاى شلوغ که قراره محل اصلاح افراد گناهکار و مجرم باشه تبدیل میشه به یه مدرسه اى از انواع جرم جنایت که اگر شما بابت یک جرم وارد شدید حالا با انواع مجرم ها در ارتباطید وبا انواع جرم هاى جدید اشنا شدید و این قطعا میتونه خیلى به ضرر جامعه باشه .مورد مشابه این آقا پسر،زن و مردى هستند که معروف ترین قاتلان انگلیس اند و توى همین سال هاى نزدیک به قتل جیمى بالغ بر 100کودک ربایى انجام میدادند و این بچه ها رو بعد از شکنجه هاى سخت و خیلى دردناک و ضبط صدا و ارسال اون براى خانواده ها،به قتل میرسوندند.دادگاه نهایت مجازات براى این دو فرد یعنى حبس ابد رو تعیین میکنه که با مخالفت خیلى از خانواده ها مواجه میشه و کار به جایى میرسه که همه خانواده ها حاضر میشند براى این دو نفر درخواست عفو بدهند تا بعد از اینکه آزاد شدند خودشون این دو نفر رو به قتل برسونند.بعد از این خبر خیلى ها بابت ترس از این ماجراها و نداشتن امنیت، خواستار داشتن قانون براى اشد مجازات مثل اعدام براى بعضى از مجرمین میشند و البته خیلى ها هم مخالفت میکنند .همین هم باعث شده که این مسئله همچنان مورد بحث باشه و حل نشه.هممون میدونیم که تو کشور ما چقدر اسید پاشى اتفاق میوفته و چه زندگی هایى نابود میشه و میدونیم که خانواده و شخص قربانى تا حدودى حق دخالت در اجراى حکم براى مجرم رو دارند و تقریبا همه ى ما این رو حق مسلم فرد قربانى میدونیم .اسید پاشى اینجا هم اتفاق میوفته ولى خب مجازاتش مثل مجازات داخل ایران نیست یعنى قربانى نمیتونه تو تصمیم گیرى راجب مجازات دخالت کنه چون این کار و این دخالت  رو راهى براى ترویج خشونت میدونند.با وجود همه اینها من همچنان میگم اطلاعاتم در این زمینه و قوانین کشور هاى مختلف خیلى محدوده اما دیدن و فکر به این تفاوت ها و اینکه واقعا چه روشى براى برخورد با مجرمین درست تره برایم جالب بود.