وقتى یک روز توى زندگیت احساس کردى درونت یک چیز متفاوت دارى، یک نور، یک چیز شبیه به استعداد و درواقع اونى که بیشتر از هر چیزى میتونه تورو خوشحال کنه و حالت رو خوب، بهش بى اعتنا نباش. نه بابت حرف و نگاه دیگران، نه بابت باور و انتظار خانوادت و نه بابت ترس و اعتماد بنفس نچندان بالاى خودت، راحت رهاش نکن. ولش نکن به امون خدا. چون ممکنه یک روزى که خیلى هم دور بنظر نمیاد برسه که تو بخاطر تمام تجربه هاى نکرده ، راه هاى نرفته و بخاطر تبدیل شدن به دقیقا همونى که ازت خواسته شده یعنى همون خوشایند دیگران، خودت رو بدجور سرزنش کنى. نمیگم وقت براى جبران نیست، نمیگم از اون روزه زندگیت به بعد، تغییرى امکان نداره یا آرزو و امید بى معناست نه؛ اما با وجود هرکارى که بعد از اون انجام بدى و هر کمکى که به خودت بکنى، بازهم از ته قلبت احساس میکنى که هنوز یک عذاب وجدان خورنده تمام وجودتو گرفته و یک علامت سوال بزرگ توى سرت که خیلى وقته هست و مدام پیش خودت تکرار میکنى که چى شد که فکر کردم براى حال خوب دیگران باید به خودم و حال خودم ظلم کنم؟


+نه خیلى بى ربط: این ویدیو هاى چند ثانیه اى رو ببینید تا ببینید که چطور آدم ها از استعداد ها و خلاقیتشون و با وجود همه ى سختى ها، فرصت میسازند و امیدوارم شما هم لذت ببرید.

 ویدیوى1  ویدیوى2  ویدیوى3