دو سال و نیم پیش، دقیقا از روزى که تصمیم براى رفتن من گرفته شد تا وقتى که به اینجا اومدم خیلى سختى کشیدم و انواع استرس ها رو تحمل کردم اما غافل بودم از اینکه این تازه شروع سختى هام بوده. یک هفته ى اولى که اومدم حتى غذا هم نمیخوردم. هر روزى که میگذشت بیشتر دلم میخواست برگردم پیش پدر و مادرم. چه روز هایى که تموم مسیر رو با بغض به خونه مى اومدم و تمام شب رو بلند بلند گریه میکردم و به خودم میگفتم نه دیگه نمیتونم ادامه بدم. اعتماد بنفسم رو از دست داده بودم، حسابى بدقلق و بد اخلاق شده بودم و حتى با خواهرم هم به تندى رفتار میکردم و خودم رو بیشتر از اونیکه باید ضعیف و ناتوان میدیدم. کلا نمیتونم و نمیشه ورد زبونم شده بود اما چاره اى جز ادامه ى راه نداشتم .به سختى ادامه میدادم اما اون یاس از نگاه و افکار من جدا نمیشد. تا اینکه سال دوم تحصیلیه شروع شد.. من بعد از اون تعطیلات و بازگشتم به ایران روحیه ام خیلى بهتر شده بود و شروع این سال دوم کمى برام قابل تحمل تر بود هرچند که فشار ها نسبت به سال قبل تقریبا دوبرابر شده بود. حالا فقط مشکل محیطى که هنوز بهش عادت نکرده بودم و درسم نبود بلکه دو امتحان هوش، انتخاب درست دانشگاه ، نوشتن رزومه شخصى قوى، پروژه چهل هزار کلمه اى و انواع مصاحبه ها هم جزوش بود. اینقدر بابت فشار اون دوماه میتونم روضه بخونم که اشک همه دربیاد اما چه خوب و چه بد مهم اینکه گذشت. بازهم همچنان اضطراب و انتظار براى نتیجه ى زحماتم ادامه داشت تا همین دوماه پیش که مهمترین خبرى که منتظرش بودم رو شنیدم و خوشحال بودم از اینکه حالا تو این مسیر حرکت، جهتم رو میدونم و براى رسیدن به هدفم میجنگم. گذشت و گذشت تا همین دو هفته ى پیش و اتفاقى که خیلى فراتر از انتظار و آرزوى من بود. اتفاقى که به گفته ى دیگران غیر قابل باوره و نظیرش تا به حال نبوده ولى حالا فرصتش به من داده شده بود. هنوزم وقتى به اون روز فکر میکنم پیش خودم میگم قطعا این روز بهترین روز زندگیه من در این دو سال بوده. من از خدا یه کمک کوچیک خواسته بودم ولى حالا اون این فرصت رو صاف گذاشته بود تو بغلم. نمیدونم چقدر لایق این لطفش بودم اما گذشته از تمام تلاش هام، میدونم که من همه ى اون چیزى رو که داشتم رو مدیون یک دعاى خیر پشت و همراهم بودم نمیدونم مربوط به چه زمانى و دعاى کى بود اما هرچى که بود بهترین لحظه هاى من رو در این مدت ساخت. از اینکه هنوزم خدا از اون بالا نگاهم میکنه و حواسش بهم هست خوشحالم و امیدوارم این نگاه ها سهم همه باشه.

+ قطعه ى inspiration از گروه فوق العاده ى Gipsy Kings