دقت کردید که ماها وقتى به یه موسیقى گوش میدیم، خیلى وقتها برامون فرق نمیکنه اون موسیقى به چه زبونى باشه، خیلى وقت ها حتى معنیه اون موسیقى رو متوجه نمیشیم اما میتونیم باهاش ارتباط برقرار کنیم، دوستش داشته باشیم و حتى باهاش خاطره بسازیم. مهربونیه آدمها هم مثل موسیقیه..مهم نیست که به چه زبونى باشه، چه شکلى بیان بشه یا چه فلسفه اى پشتش باشه. مهربونیه آدمها برامون قشنگه حتى اگر گاهى معنیش رو متوجه نشیم، بعضى وقت ها خیلى پر رنگ توى ذهن و قلبمون حک میشه و تبدیل میشه به یه خاطره ى خوب. یه خاطره ى خوبى که شاید شما مسببش باشید بدون اینکه هیچوقت خودتون این رو متوجه بشید. چرا باید مهربونى رو از آدمها دریغ کرد اگر قراره همون حرف کوچیک، همون لبخند و رفتار محبت آمیزمون روز، هفته یا سال یکى رو براش بسازه و تا مدت ها خنده به لبش بیاره؟ خیلى از ماها احساس میکنیم از مهربونى ها و لطف هاى بى جا و به آدمهاى اشتباه لطمه خوردیم و حالا باید نسبت به رفتارمون با دیگران محتاط تر باشیم. کمتر لبخند بزنیم، کمتر مهربون باشیم و کمتر به دیگران اهمیت بدیم تا کمتر از لحاظ عاطفى و احساسى آسیب ببینبم. چرا؟چون میگیم "طرف از مهربونیه من سو استفاده میکنه، من رو خر فرض میکنه، به من اهمیت نمیده، چرا بهش مهربونى کنم مگه من خرم؟ ".اما اون چیزى که در حقیقت به روح و احساس ما بیشترین لطمه رو میزنه، رفتار طرف مقابل نیست بلکه خودمون و انتظاراتمونیم .اگر سعى کنیم یاد بگیریم که بابت لطفى که میکنیم، بابت کمک یا مهربونى که میکنیم از دیگران انتظارى رو نداشته باشیم، خیلى کمتر ناراحت میشیم و خیلى راحت تر زندگى میکنیم. من دارم تلاش میکنم انتظاراتم رو از آدمها قطع کنم، دارم تلاش میکنم بى انتظار آدمهاى مهم زندگیم رو دوست داشته باشم و بهشون عشق بورزم. بى انتظار به آدمها لبخند بزنم و تا جایى که میتونم کمکشون کنم، دارم تلاش میکنم بى انتظار، خوشحال زندگى کنم. سخته اما اگر بخواى شدنیه چون کینه و ناراحتى قلب آدم رو سیاه میکنه، آدم رو زود رنج و تنها میکنه. میشه در عین اینکه دیگران برامون مهم هستند و تا وقتیکه به ما آزارى نرسوندن بهشون اهمیت میدیم، به خودمون هم ظلم نکینم و اهمیت بدیم. خودمون رو دوست داشته باشیم حتى اگر دیگران ندارند. پس همونطور که گاهى نمیشه براى لذت بردن از یه موسیقى دلیل خاصى پیدا کرد، نباید براى مهربون بودن و مهربونى کردن هم دنبال دلیل بود..
+این حرف هاى من نصیحت نبود، بلکه یه پیشنهاد بود.